X
تبلیغات
زبان و ادبيات فارسي ایرانیان
گزيده اشعار زيبا مقالات و............ ايران
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

 

بگشای لب که قند فراوانم ارزوست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 19:41  توسط ملامحمدي  | 

بسمه تعالي

 

جهاني شدن وخرده فرهنگ ها

 

مقدمه:

دير زماني بود كه روابط انساني ، پديده هاي اجتماعي ، اتفاقات و حوداث، ساده و فاقد پيچيدگي بودند 0 اما امروزه به مدد فناوري هاي نوين ، فاصله ها كم شده، آرزوهايي كه دست يافتني نبود تحقق يافته است0 به تبع اين پيشرفت - ها و تحو لات ، پيوند بين انسانها ، جوامع واتفاقات پيچيده شده به نحوي كه قبلاً ميان پدیده هايي كه در دنيا اتفاق مي افتاد ،پيوندي نبود0 لكن اكنون همه حوادث به صورت يك مجموعه مشترك با هم  پيوند خورده اند و مسئله اي كه در نقطه اي از جهان اتقاق بیفتد بركل جهان تاثير می گذارد  واز جهان نیز تاثير مي پذيرد؛ پديده اي كه به آن جهاني شدن يا رفتن به سوي دهكده جهاني اطلاق مي گردد0

 

جهانی شدن چیست ؟

 

جهاني شدن "معادل واژه گلوبالیزیشن  (globalization) در زبان انگلیسی و موندالیزاسیون    (mondalizasion) درزبان فرانسه است" (1؛1) و از زوایای مختلف قابل بررسی است 0 رابرتسون از ديدگاه فيزيكي "جهاني شدن را درهم فشرده شدن جهان و تبديل آن به يك مكان واحد مي داند 0"(2؛12) گيدنز در تعريفي جامعه شناسانه " جهاني شدن را فشرده شدن  مناسبات اجتماعي جهاني كه محل هاي جداگانه را چنان به هم پيوند مي زند كه حوادث محلي توسط حوادثي كه كيلومترها دور ازآن رخ مي دهد شكل مي گيرد و بالعكس " (3؛295) دانسته است 0 از ديدگاه سياسي ،جهاني شدن عبارتست از يك چهارچوب مفهومي كه با انگاره نظم يا سامان جهان سروكار دارد،از بعد اقتصادي، به گردش درآمدن آزاد كالا، سرمايه واطلاعات درسطح جهان است0

 

 

سیر تاریخی جهانی شدن:

جهانی شدن فرایندی است که طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان ،کالا،خدمات و سرمایه در سراسر دنیا میسر می گردد 0 این مسئله ازمدت ها قبل مطرح بوده است 0 در كهكشان ماركوني فاصله ها كمترشده ، اخبار واطلاعات به صورت علائم راديويي منتقل گرديد 0 دردهكده جهاني مك لوهان فناوري اطلاعات و ارتباطات با از ميان برداشتن مرزهاي سنتي و برقراري ارتباط به هنگام امور فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و اجتماعي ميان ملت ها نقش موثري درگسترش ايده جهاني شدن داشتند0

فشرده شدن و پيچيده شدن جهان ومناسبات جهاني تاکنون پنج مرحله را سپري كرده است:

"مرحله اول : مرحله جنینی كه از نیمه قرن پانزدهم ميلادي تا نیمه اول قرن هيجدهم در اروپا ادامه يافت0 آغاز رشد اجتماعات ملي ، كاهش نظام فراملي كليسا در قرون وسطي و تحكيم مفاهيم فردي و ايده هاي مربوط به بشريت، از نمودهاي اين دوره محسوب مي گردند0

مرحله دوم : مرحله آغاز جهاني شدن كه از نيمه دوم قرن هيجدهم تا دهه 1870 در اروپا ادامه يافت 0 از ويژگي هاي اين مرحله مي توان به گرايش شديد به ايده دولت واحد همگن و گسترش قابل توجه پيمان ها و نمايندگي ها براي تنظيم روابط بين المللي و فرا ملي اشاره نمود0

مرحله سوم  : مرحله خيزش كه از دهه 1870 شروع و تا دهه 1920 ادامه يافت 0 در اين دوره گرايش هاي جهاني شدن به ساختاري واحد و غير قابل بازگشت تبديل شد 0 ازدياد شكل هاي ارتباطات جهاني،رشد جنبش ها درسطح جهاني،رشد مسابقات جهاني و وقوع نخستين جنگ جهاني از مشخصات بارز اين مرحله به شمار مي آيند0

مرحله چهارم:   مرحله مبارزه براي هژموني و ابرقدرت بودن كه از نيمه دهه 1920شروع و تااواخر دهه 1960ادامه يافت 0 منازعه بر سر وضعيت تسلط برجهان ،وقوع جنگ جهاني دوم و استفاده از بمب اتم، تاسيس سازمان ملل، بالا گرفتن جنگ سرد و تثبیت استقلال ملي از ويژگي هاي عمده آن محسوب مي گردد0

مرحله پنجم :مرحله تردید یا بلاتكليفي و به چالش كشيده شدن مسئله جهاني شدن است كه از اواخر دهه 1960 شروع و عوارض و نتايج بحراني آن با فروپاشي شوروي در 1990 نمودار شد0از مهمترين ويژگي هاي اين مرحله  مي توان به تلاش براي استفاده از نرم افزار،پايان جنگ سرد،افزايش قابل ملاحظه نهضت هاي جهاني و رشد فزاينده اسلام گرايي اشاره كرد"(4؛424-426) كه ملل مختلف در برابر اشكال گوناگون سلطه وهجوم قدرت هاي برتر فرهنگي ،اقتصادي و سياسي از خود واكنش نشان دادند0

 

ابعاد جهانی شدن:

جهاني شدن در پي تغيير جهان و دگرگون ساختن صحنه جهاني ،همسو با باورها و نمادهاي قدرت هاي برتر است و  تحقق آن متضمن فشار بر جوامع، تمدنها و فرهنگ هاست كه اين مساله باعث ايجاد چالش هايي در سه عرصه مهم اقتصاد ، سياست و فرهنگ شده است0

در بعد اقتصادی ، جهاني شدن به دنبال تحقق ايده، به گردش درآوردن آزاد و فراملي سرمايه، كالا و اطلاعات در مقياس جهاني ، بدون محدوديت هاي مرزي و گمركي است كه شيوه هاي زندگي اقتصادي ملت ها را سخت دگرگون ساخته و موجب نقش آفريني ابر كمپاني ها وشركت هاي بزرگ چندمليتي درصحنه جهاني شده كه از طريق تبديل جهان به يك بازار واحد ، با انعقاد قراردادهاي تحميلي يا غيرتحميلي تجاري،گسترش ظرفيت و عرصه عمل شركت هاي فرامليتي بر اشكال و روابط اقتصادي سياسي و فرهنگي كشورها تاثير عميق نهاده است0

درعرصه سياسي ، جهاني شدن به دنبال ارايه يك چارچوب مفهومي براي نظم و سامان جهان است 0 چارچوبي كه ملت هاي غيرهمسو با منافع قدرت هاي برتر ،مخل نظم و امنيت جهاني محسوب مي شوند و گفته بوش رئيس جمهور پیشین امريكا درخصوص مبارزه با تروريسم با ما یا برعليه ما نمود عيني همين تفكر مي باشد0

در بعد فرهنگی جهانی شدن می کوشد تا فرهنگ های منطقه ای ، ملی و خرده فرهنگ ها همان راهی را طی کنند که در ابعاد سیاسی و اقتصادی مد نظر است یا حداقل زمینه و بستر لازم برای تحقق دیگر ابعاد را فراهم آورد . اما نکته مهم این است که مهمترين چالش فعلي ،جهاني شدن درعرصه فرهنگي است زيرا نفس جهاني سازي متضمن فشار بر جوامع تمدنها و سنت ها در جهت دگرگون ساختن و همسو كردن صحنه جهاني فرهنگي با باورها وقدرت هاي برتر است 0

چه باید کرد؟

گرچه جهاني سازي اقتصادي،جهان سياسي را به سرعت دگرگون كرده و اقوام وملل را هر روز به هم نزديکتر اما اين دگرگوني هويت هاي قومي و ملي اقوام را به چالش بزرگ فرامي خواند0 " هرچند جهانی شدن فرهنگ به معنای پیشرفت امور فرهنگی یا بهره وری خردمندانه برای همه ملت ها شناخته شده است اما عملا چنین نیست و در اصل مربوط به بهره وری از منابع ملی و انسانی ملت هایی است که در اثر غفلت ، بی نوجهی و عدم وجود یک اراده قوی در جهت پیشرفت تونایی استفاده از منابع خود را ندارند0 (5؛164)

در فرایند جهانی شدن ، انفعال، سستی وجمود فرهنگی دشمن نخست ملت ها به شمار می آید0 جهانی شدن این ظرفیت را داراست تا فرهنگ ها از حوره محلی ، ملی و حتی منطقه ای به سطح کلان جهانی ارتقاپیدا کنند0 " بر این پندارم که جهانی ترین ادبیات ، بومی ترین آنهاست 0 (6؛92) جهانی ترین شاعران و نویسندگان مانند گارسیا مارکز،گارسیا لورکا،و پابلو نرودا از سرچشمه های غنی ادبیات و فرهنگ بومی خویش تغذیه نمودند...امروزی ترین هنرها از ذخیره ها و چاشنی های بومی آسیا و افریقا وام گرفته اند (7؛111) "0  شايد در بعد فيزيكي و تكنولوژيك، جهاني شدن درحال تحقق يافتن است اما چالش اصلي در بعد فرهنگي است 0 در دنياي پيچيده امروز براي حفظ  و اعتلاي حيات و وقار ملي و قومي دو راه پيش رو داريم :

اول : شناخت جنبه هاي شناختي، هنجاري و مادي فرهنگ ملي و خرده فرهنگ ها 0 ضمن تلاش  براي همزيستي مسالمت آميز، انرژي و توان خودرا صرف تحقيق و پژوهش براي معرفت فرهنگ و هويت فرهنگي ايرانياسلامي در سطح  محلی،ملي و منطقه اي نماييم 0

دوم:بهينه سازي، توانمند سازي وارايه ويرايش هاي نو ، متناسب با شرايط حاضر از فرهنگ و كاربردي ساختن جنبه هاي شناختي ،هنجاري و مادي فرهنگ دركليه مظاهر، متناسب با نوع كاركرد در سطح جامعه 0 تربيت كودكان متناسب با شرايط زمان اشاره به همين نكته است 0

بهترين شيوه مبارزه باهجوم فرهنگي درعرصه جهاني شدن،شناخت فرهنگ ملي و خرده فرهنگ ها  و توانمند- سازي آنهاست كه فناوريهاي نوین ارتباطي و اطلاعاتي مانند رسانه ها ، مطبوعات و اينترنت بستر لازم را فراهم آورده اند0 به ياد داشته باشيم بادكنك زماني مچاله مي شود كه در آن هوايي نباشد ، فشار پيراموني هوا هميشه وجود دارد 0

 

منابع:

http://www. Ayandehnegar. org   -1

2- رابرتسون، رونالد : جهاني شدن- تئوري هاي اجتماعي و فرهنگ جهاني ، ترجمه كمال پولادي

3- همان0

4- پهلوان، چنگیز: فرهنگ شناسی؛ گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن

5- عمادی ،اسدالله 0 عالمی ، محمد ابراهیم :  نغمه های سرزمین بارانی ؛ برگزیده اشعار ، تصنیف ها و ترانه های مازندرانی {مصاحبه با نصرالله هومند}

6- همان0{مصاحبه با محمد صادق رئیسی}

7- همان0{مصاحبه با جلیل قیصری}

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 12:4  توسط ملامحمدي  | 

بسمه تعالی

 

نگاه اسطوره ای به حماسه هوژبر سلطان

 

 

مقدمه:

هوژبر سلطان سومین فرزند امیر موید سوادکوهی بود که نسبت به دو برادر دیگرش - سیف الله خان و عباس خان سهم الممالک –رشیدتر ،شجاع تر و آگاهتر به مسایل نظامی ،جنگهای کوهستانی و عملیاتهای چریکی بوده است .

در زمانی که دولت انگلیس بر آن شد تا در ایران حکومت مرکزی قدرتمندی بر مسند قدرت تکیه زند تا حافظ منافع آنان باشد لاجرم بایستی تا قدرتمندان محلی به هر شیوه ممکن یا مطیع گردند یا اینکه از میان برداشته شوند که در خطه شمال می توان به میرزا کوچک خان جنگلی در گیلان، محمد ولی خان تنکابنی در غرب مازندران و امیر موید در سوادکوه اشاره نمود .

زاد بوم رضا خان ، سوادکوه بود که به هیچ وجه مایل نبود تا فردی چون امیر موید با آن پیشینه تاریخی در منطقه وجود داشته باشد ،از دیگر سو دسیسه چینی اطرافیان بویژه امیر اکرم به جهت کدورت های شخصی به جا مانده از گذشته و سیاست تمرکز گرایی دولت انگلیس ، همه دست به دست هم دادند تا نبردهای خونین فیمابین سربازان امیر موید و قوای دولتی بوجود آید و در نهایت با مرگ دو تن از فرزندان امیر موید ، این غائله خاتمه یابد .

نبردها خاتمه یافت و در عرصه سیاست رضاخان پیروز میدان شد اما مردم مازندران بویژه سوادکوه مرگ ناجوانمردانه هوژبر سلطون را با سرایش و خوانش منظومه ای برای همیشه در اذهان ماندگار کردند.

این مقال در صدد است تا ابتدا گریزی به سوگ سرایی (سوت و نواجش ) داشته سپس فارغ از هرگونه قضاوت درباره اشخاص و رویدادها به علل ماندگاری نام و نشان این پهلوان در اندیشه اجتماعی مردم مازندران بپردازد.

سوگ سرایی در مازندران :

 با یک بررسی اجمالی می توان گفت که دو نوع سوگ سروده وجود دارد 0

1 – نواجش یا موری :

مرگ عزیزان سخت است و تحمل فراق برای بازماندگان بسی جانکاه ، بازماندگان متوفی در سوگ عزیزان خود فی البداهه اشعاری موزون در وصف متوفی بر  حسب زندگی وی می سرایند تا با برون ریختن غم و اندوه ،تسلی بخش دل دردمند خویش باشند ."نواجش در لغت به معنای نوازش است . از انواع موسیقی آوازی است که در سوگ عزیزان خوانده می شود . اشعار این نغمه به صورت فی البداهه سروده می شود."٭

این سروده ها با سوز و گداز فراوان همراه است و با لحنی غمناک خوانده می شود به نحوی که شنونده  سخت تحت تأثیر قرار می گیرد "از نظر محتوا بسیار حزن انگیز است و تقریباً می شود گفت نوعی مرثیه مازندرانی است "  ویژگی اصلی نواجش ،فردی و محدود  بودن آن است یعنی اشعار خوانده شده از مضامین اجتماعی کمتری برخوردار است و زندگی فردی متوفی دستمایه سرایش قرار می گیرد . اغلب دو یا سه نفر از بستگان درجه یک یکی بعد از دیگری به جهت از دست دادن عزیزی آن را می خوانند .

به عنوان نمونه :

" امه خار مار ،کیجا بمیره

بهیمی تینار کیجا بمیره

هاکنیم چیکار کیجا بمیره

ندارمی قرار کیجا بمیره و000 "

 

2 – سوت یا سورت:

 سوت  سروده هایی هستند در سوگ و فراق پهلوانان  و آوازی است در بزرگداشت و یاد آوری نام داران یا پهلوانان 0  سو ت یا سوت خوانی بیشتر شامل ترانه های حماسی مازندران می شود که عامه مردم با این ملودی اشعار قهرمانان ،پهلوانان و حماسه ملی و میهنی خود را بیان می کنند ؛  " سوت یا سورت به ترانه های حماسی گفته می شود که در ستایش و سوگ نامداران خوانده می شوند "  این اشعار علاوه بر روح سلحشوری و حماسی از مضامین اجتماعی نیز برخوردارند و می توان آن ها را به نوعی آیینه افکار و اندیشه های مردمان هم عصر آن پهلوان دانست .

سراینده سوت ها ممکن است افرادی غیر  از بستگان پهلوان متوفی باشند که واقعه مرگ پهلوان دستمایه سرایش قرار می گیرد . در این اشعار جنبه های بارز زندگی پهلوانان ،اقدامات برجسته ، موفقیت ها و شکست ها و فرجام کار آنان بیان می گردد در ضمن شاعر به وضعیت فرهنگی ،سیلسی و اجتماعی زمان مورد نظر اشاره می کند0 یکی از معروف ترین سوت ها ، منظومه هوژبر سلطون می باشد 0 " چند ترانه ای از آن باقی مانده که «مشتی » ، «هوژبر سلطان » ،«ذبیح پهلوان » ، و محمد جعفر از آن جمله اند 0 "

دستمایه اصلی این مقاله ، کتاب " منظومه هژبر سلطان  نوشته زین العابدین در گاهی "  است و از اشعار گرد آوری شده در این کتاب در تنظیم مقاله استفاده شده است. و اما علل ماندگاری حماسه هوژبر سلطان در افکار اجتماعی مردم مازندران :

 

1- جوانمرگ شدن

در فرهنگ مازندران ، جوان و جوانی جایگاه ویژه ای دارد و از مرگ جوان بسیار متاثر می شوند و شیون و زاری بیشتر ی می کنند زیرا جوان آن هم فرزند پسر ،  یار و یاور پدر است و ادامه دهنده نام و نشان و حافظ میراث خانوادگی .

روزو شو ونگ هاکنم شه خداره                 خدای مهربون بیره بناره

خدایا صور هاده پی یر و مارون                 چتی یاد بکنن دست عصاره

یا

تیرنگ بهاره و تیکای مقوم                            خرابه دکتمه راه بهیه گوم

مار بمیره داغ جفت پسرون                        هوژبر سلطون ته نوم قربون

جوان به سان درختی است که سالها به پای او زحمت کشیده می شود که انتظار محصول گرفتن از آن می رود و مادامی که آماده پذیرش نقش های مهم برای عبور از گذرگاههای سخت زندگی می شود به یکباره دست غدار روزگار، نهال جوانی را از بیخ و بن برکند و آنهمه زحمت ،کوشش ، تلاش ، امید و آرزو را اسیر مشتی خاک سرد می نماید .

دنیا وسه که بمیره نووئه                             جوون وسه که بمونه پیر نووئه

بدین جهت است که مرگ هوژبر سلطان به یک تراژدی تبدیل شده است زیرا در عنفوان جوانی و شادابی روی  در نقاب خاک کشید.

 

2- ترفند دشمن و مذمت آن در افکار عمومی

رضا خان در سیاست خود مبنی بر حذف و هدم مخالفان از بکار بردن هر حیله ای دریغ نمی ورزید  گرچه استعمال حیله یا تدبیر! از نظر رضاخان امری مطلوب و پسندیده بود اما جامعه با ملاک های خود آن را نپسندید و مذمت نمود .

مهر کردن پشت قرآن مجید و امان جانی ، مالی وشرفی دادن برای تسلیم کردن مخالفان از سیاستهای رضاخان بود . دکتر حشمت ، یار دیرین میرزا کوچک خان را با همین ترفند فریب داد ،  دستگیر و نهایتاً شهید نمود . اینبار رضاخان نیز از اعتقادات مذهبی برای نابودی مخالفان استفاده کرد :

قرآن مهر هاکرده امیر اکرم نوم                  گته دیگه کار ندارمه با هوجبر سلطون

نماینده رضاخان در منطقه از آداب و رسوم مردم نیز سوء استفاده نموده و به بهانه تشکیل جلسه و مذاکره برای حل و فصل مسائل دو برادر دعوت کرد که ناهار میمهمان او باشند و میهمان همیشه در کنف حمایت میزبان قرار دارند و جان و مال آنها محترم .

اما :

امیر اکرم دستور هدا شه نوکرون                 گته هاکنین دستگیر جفت برارون

رضا خان گرچه ظاهراً به موفقیت دست یافت اما افکار عمومی جامعه ، سوءاستفاده و ی از اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم را هرگز پذیرا نشد ومورد نکوهش و سرزنش قرار داد.

 

3 - دلیری و جنگاوری :

در فرهنگ مردم مازندران بویژه مناطق کوهستانی ، یکی از ملاک های ارزش فردی در نگاه اجتماعی رشادت و جنگاوری است این مسئله به حدی عمیق و در فرهنگ مردم جاری بود که پهلوان کشتی لوچو ، قهرمانان آنان بودند و یا چوپانی که در نبرد همیشگی مرگ و زندگی در برابر حیوانات وحشی نظیر پلنگ ،خرس، گرگ و... مقاومت نمود و پیروز شد مورد ستایش قرار میگرفت و شرح اقدامات او نقل مجالس، حال چه رسد به فردی مانند هوژبر سلطون که در تیر اندازی حتی با دو دست ماهر بود :

سوزن زوئه هوای میون

یا

اون هزار تامون ره هاکرده داغون

هوژبر گر چه جوان بود اما در نبرد با دشمن نسبت به دیگر همرزمانش دلیرتر ،جسورتر و در پیکار جنگاور تر بود .

 

4) مرگ ناجوانمردانه :

بطور کلی کشتن اسیر در فرهنگ اسلامی ، ایرانی و حتی فرهنگ مازندران ، اقدامی مذموم و ناپسند است زیرا فاقد توانایی دفاع از خود می باشد و اگر هم مرتکب اقدامی شده باشد مراجع صالحه و دادگاهها حق بررسی و اظهار نظر خواهند داشت 0کشتن اسیر با دست های بسته و از پشت سر ، اقدامی است که قباحت آن در اذهان مردم باقی خواهد ماند .

هژبر و برادرش که اسیر بودند قرار بود به دستور رضاخان به تهران منتقل شوند در یکی از روستاهای بهشهر کنونی در حالیکه دستان آنها بسته و در محاصره نظامیان بودند و عقلا و منطقا راه فرار هم نداشتند از پشت سر آماج گلوله قرار گرفتند و به قتل رسیدند :

وشون بوردنا سمت تهرون                         بین راه هاکردنا وره تیر بارون

 

5- تبحر در مسایل جنگی و دشمن شناسی :

هوژبر نسبت به سایر فرزندان امیر موید به فنون جنگ آنهم نبرد در مناطق کوهستانی و جنگلی آشناتر بود :

بئوته خدابخش نوم

هنوز به این زودتر دس نده تکوم

بل خوب جمع بون امیر اکرم قشون

او در شناخت نیات دشمن و حیله هایش نیز توانا بود و وقتی برادرش فریب نیرنگ امیر اکرم در پذیرش دعوت مهمانی او را خورد برادرش را از نقشه امیر اکرم اگاه ساخت .

هوجبر بئوته ای برار ته نادون                  

مگه ته سر عقل بیئه تموم

این هسه تدبیر امیر اکرم نوم

این هسه تدبیر وشون افسرون

خوانه دستگیر هکنه وه هوجبر سلطون

 گرچه به اصرار زیاد برادر، دعوت مهمانی را پذیرفت که نهایتاًمنجر به اسارت آنها شد و پیش بینی او درست از آب در اومد .

 

6- تمایل مردم به اسطوره سازی از زبان شعر :

تراژدی زندگی هوژبر قصه مناسبی بود برای سرایش و خوانش آنهم در هنگام کار یا شب نشینی ها و اجتماعات ؛ به همین جهت بوم سرایان آنرا دستمایه سرودن قرار دادند و منظومه هوژبر را ساختند .

از نگاهی دیگر شعر نقش مهمی در فرهنگ عمومی مازندران دارد چه بسا اندیشه هایی که با زبان شعر جاودانه گشته اند شعر در همه جا حضور داشته و دارد ، در هنگام کار کشاورزی و در جمع کارگران و برزیگران فرد یا افرادی بودند که ضمن کار شعر نیز می خواندند و بدین سان هم اندیشه ای منتقل می گشت و هم سختی های کار کشاورزی کمتر خود را نشان می داد ؛  " هنگام کار و تلاش محمد علی شرخون که پای لنگی هم داشت در کنار زمین می نشست و اشعاری را با طبع روانش از جمله درباره هوجبر سلطان برای ما قرائت می کرد ."

چوپان نیز گاه تنهایی برای دل خود نی بدست می گرفت و با ساز نی ، سوز نوایی سر می داد و مادر هم برای خواباندن کودک شعر کودکانه لالایی را در گوش کودک خود زمزمه می کرد .همه اینها نشان دهنده نقش عمیق شعر در پیکره فرهنگ مازندران است و به همین جهت بود که «شردوسن »(یعنی فرد، واقعه یا رویدادی  که مهم  بود و از جنبه های عاطفی ،احساسی ، حماسی و ... برخوردار بود و دستمایه سرایش بوم سرایان قرار می گرفت) امر رایجی بود و " شرخوانها " از مقبولیت و منزلت اجتماعی برخوردار بودند .

منظومه مذکور تقابل جوانی ، رشادت و جنگاوری و از یک سو حیله گری ، خیانت و جنایت از سوی دیگر است و بدین ترتیب بود که هوژبر سلطان در افکار مردم ماندگار شد .

رضاخان پادشاهی بیه تموم                                      هوجبر نوم بمونسه و امره خیابون

اقبال مردم از این منظومه که سراینده واقعی آن چندان هم مشخص نیست  سبب گشت تا خوانندگان بومی آنرا خوانده  و تاکنون چندین کاست به نام هوژبر خوانی به بازار موسیقی مازندران عرضه شده است :

1-     سال 1358 گروه موسیقی روجا

2-     سال 1375 گروه موسیقی امیر پازواری به خوانندگی آقای ابوالحسن خوشرو

3-     سال 1382گروه موسیقی شواش  به خوانندگی آقای محمد ابراهیم عالمی     

 

تالیف :   عیسی محمدی فیروزجایی (نجم)

کارشناس ارشد کتابداری  و اطلاع رسانی

ساری – بهار 1387

*************************************

منابع و مآخذ :

(1) آقاجانیان ، عسکری 0- هژبر سلطان در افسانه مازندران ، ص.  132

  (2) امیر پازواری 0- دیوان شعر ، تصحیح وترجمه محمد داوودی ، ص.  216

 (3) حسن پور ، رحمت ا000 0- ]ساری ،  دیوان اشعار چاپ نشده [

  (4) درگاهی ، زین العابدین 0- منظومه هژبر سلطان ، ص. 79

 (5) عمادی ، محسن 0- روایتی از حماسه های مازنی

 (6) قلی نژاد ، جمشید 0-  موسیقی بومی مازندران ، ص. 62

 (7) نصری اشرفی ، جهانگیر 0- فرهنگ واژگان تبری ، ج. 4 ، ص. 1977

 (8) یوسفی ،  فریده  0-  فرهنگ و آداب و رسوم سوادکوه  ، ص. 197

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 12:2  توسط ملامحمدي  |