X
تبلیغات
زبان و ادبيات فارسي ایرانیان - ه‍‍زبر سلطان مازندراني
گزيده اشعار زيبا مقالات و............ ايران

بسمه تعالی

 

نگاه اسطوره ای به حماسه هوژبر سلطان

 

 

مقدمه:

هوژبر سلطان سومین فرزند امیر موید سوادکوهی بود که نسبت به دو برادر دیگرش - سیف الله خان و عباس خان سهم الممالک –رشیدتر ،شجاع تر و آگاهتر به مسایل نظامی ،جنگهای کوهستانی و عملیاتهای چریکی بوده است .

در زمانی که دولت انگلیس بر آن شد تا در ایران حکومت مرکزی قدرتمندی بر مسند قدرت تکیه زند تا حافظ منافع آنان باشد لاجرم بایستی تا قدرتمندان محلی به هر شیوه ممکن یا مطیع گردند یا اینکه از میان برداشته شوند که در خطه شمال می توان به میرزا کوچک خان جنگلی در گیلان، محمد ولی خان تنکابنی در غرب مازندران و امیر موید در سوادکوه اشاره نمود .

زاد بوم رضا خان ، سوادکوه بود که به هیچ وجه مایل نبود تا فردی چون امیر موید با آن پیشینه تاریخی در منطقه وجود داشته باشد ،از دیگر سو دسیسه چینی اطرافیان بویژه امیر اکرم به جهت کدورت های شخصی به جا مانده از گذشته و سیاست تمرکز گرایی دولت انگلیس ، همه دست به دست هم دادند تا نبردهای خونین فیمابین سربازان امیر موید و قوای دولتی بوجود آید و در نهایت با مرگ دو تن از فرزندان امیر موید ، این غائله خاتمه یابد .

نبردها خاتمه یافت و در عرصه سیاست رضاخان پیروز میدان شد اما مردم مازندران بویژه سوادکوه مرگ ناجوانمردانه هوژبر سلطون را با سرایش و خوانش منظومه ای برای همیشه در اذهان ماندگار کردند.

این مقال در صدد است تا ابتدا گریزی به سوگ سرایی (سوت و نواجش ) داشته سپس فارغ از هرگونه قضاوت درباره اشخاص و رویدادها به علل ماندگاری نام و نشان این پهلوان در اندیشه اجتماعی مردم مازندران بپردازد.

سوگ سرایی در مازندران :

 با یک بررسی اجمالی می توان گفت که دو نوع سوگ سروده وجود دارد 0

1 – نواجش یا موری :

مرگ عزیزان سخت است و تحمل فراق برای بازماندگان بسی جانکاه ، بازماندگان متوفی در سوگ عزیزان خود فی البداهه اشعاری موزون در وصف متوفی بر  حسب زندگی وی می سرایند تا با برون ریختن غم و اندوه ،تسلی بخش دل دردمند خویش باشند ."نواجش در لغت به معنای نوازش است . از انواع موسیقی آوازی است که در سوگ عزیزان خوانده می شود . اشعار این نغمه به صورت فی البداهه سروده می شود."٭

این سروده ها با سوز و گداز فراوان همراه است و با لحنی غمناک خوانده می شود به نحوی که شنونده  سخت تحت تأثیر قرار می گیرد "از نظر محتوا بسیار حزن انگیز است و تقریباً می شود گفت نوعی مرثیه مازندرانی است "  ویژگی اصلی نواجش ،فردی و محدود  بودن آن است یعنی اشعار خوانده شده از مضامین اجتماعی کمتری برخوردار است و زندگی فردی متوفی دستمایه سرایش قرار می گیرد . اغلب دو یا سه نفر از بستگان درجه یک یکی بعد از دیگری به جهت از دست دادن عزیزی آن را می خوانند .

به عنوان نمونه :

" امه خار مار ،کیجا بمیره

بهیمی تینار کیجا بمیره

هاکنیم چیکار کیجا بمیره

ندارمی قرار کیجا بمیره و000 "

 

2 – سوت یا سورت:

 سوت  سروده هایی هستند در سوگ و فراق پهلوانان  و آوازی است در بزرگداشت و یاد آوری نام داران یا پهلوانان 0  سو ت یا سوت خوانی بیشتر شامل ترانه های حماسی مازندران می شود که عامه مردم با این ملودی اشعار قهرمانان ،پهلوانان و حماسه ملی و میهنی خود را بیان می کنند ؛  " سوت یا سورت به ترانه های حماسی گفته می شود که در ستایش و سوگ نامداران خوانده می شوند "  این اشعار علاوه بر روح سلحشوری و حماسی از مضامین اجتماعی نیز برخوردارند و می توان آن ها را به نوعی آیینه افکار و اندیشه های مردمان هم عصر آن پهلوان دانست .

سراینده سوت ها ممکن است افرادی غیر  از بستگان پهلوان متوفی باشند که واقعه مرگ پهلوان دستمایه سرایش قرار می گیرد . در این اشعار جنبه های بارز زندگی پهلوانان ،اقدامات برجسته ، موفقیت ها و شکست ها و فرجام کار آنان بیان می گردد در ضمن شاعر به وضعیت فرهنگی ،سیلسی و اجتماعی زمان مورد نظر اشاره می کند0 یکی از معروف ترین سوت ها ، منظومه هوژبر سلطون می باشد 0 " چند ترانه ای از آن باقی مانده که «مشتی » ، «هوژبر سلطان » ،«ذبیح پهلوان » ، و محمد جعفر از آن جمله اند 0 "

دستمایه اصلی این مقاله ، کتاب " منظومه هژبر سلطان  نوشته زین العابدین در گاهی "  است و از اشعار گرد آوری شده در این کتاب در تنظیم مقاله استفاده شده است. و اما علل ماندگاری حماسه هوژبر سلطان در افکار اجتماعی مردم مازندران :

 

1- جوانمرگ شدن

در فرهنگ مازندران ، جوان و جوانی جایگاه ویژه ای دارد و از مرگ جوان بسیار متاثر می شوند و شیون و زاری بیشتر ی می کنند زیرا جوان آن هم فرزند پسر ،  یار و یاور پدر است و ادامه دهنده نام و نشان و حافظ میراث خانوادگی .

روزو شو ونگ هاکنم شه خداره                 خدای مهربون بیره بناره

خدایا صور هاده پی یر و مارون                 چتی یاد بکنن دست عصاره

یا

تیرنگ بهاره و تیکای مقوم                            خرابه دکتمه راه بهیه گوم

مار بمیره داغ جفت پسرون                        هوژبر سلطون ته نوم قربون

جوان به سان درختی است که سالها به پای او زحمت کشیده می شود که انتظار محصول گرفتن از آن می رود و مادامی که آماده پذیرش نقش های مهم برای عبور از گذرگاههای سخت زندگی می شود به یکباره دست غدار روزگار، نهال جوانی را از بیخ و بن برکند و آنهمه زحمت ،کوشش ، تلاش ، امید و آرزو را اسیر مشتی خاک سرد می نماید .

دنیا وسه که بمیره نووئه                             جوون وسه که بمونه پیر نووئه

بدین جهت است که مرگ هوژبر سلطان به یک تراژدی تبدیل شده است زیرا در عنفوان جوانی و شادابی روی  در نقاب خاک کشید.

 

2- ترفند دشمن و مذمت آن در افکار عمومی

رضا خان در سیاست خود مبنی بر حذف و هدم مخالفان از بکار بردن هر حیله ای دریغ نمی ورزید  گرچه استعمال حیله یا تدبیر! از نظر رضاخان امری مطلوب و پسندیده بود اما جامعه با ملاک های خود آن را نپسندید و مذمت نمود .

مهر کردن پشت قرآن مجید و امان جانی ، مالی وشرفی دادن برای تسلیم کردن مخالفان از سیاستهای رضاخان بود . دکتر حشمت ، یار دیرین میرزا کوچک خان را با همین ترفند فریب داد ،  دستگیر و نهایتاً شهید نمود . اینبار رضاخان نیز از اعتقادات مذهبی برای نابودی مخالفان استفاده کرد :

قرآن مهر هاکرده امیر اکرم نوم                  گته دیگه کار ندارمه با هوجبر سلطون

نماینده رضاخان در منطقه از آداب و رسوم مردم نیز سوء استفاده نموده و به بهانه تشکیل جلسه و مذاکره برای حل و فصل مسائل دو برادر دعوت کرد که ناهار میمهمان او باشند و میهمان همیشه در کنف حمایت میزبان قرار دارند و جان و مال آنها محترم .

اما :

امیر اکرم دستور هدا شه نوکرون                 گته هاکنین دستگیر جفت برارون

رضا خان گرچه ظاهراً به موفقیت دست یافت اما افکار عمومی جامعه ، سوءاستفاده و ی از اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم را هرگز پذیرا نشد ومورد نکوهش و سرزنش قرار داد.

 

3 - دلیری و جنگاوری :

در فرهنگ مردم مازندران بویژه مناطق کوهستانی ، یکی از ملاک های ارزش فردی در نگاه اجتماعی رشادت و جنگاوری است این مسئله به حدی عمیق و در فرهنگ مردم جاری بود که پهلوان کشتی لوچو ، قهرمانان آنان بودند و یا چوپانی که در نبرد همیشگی مرگ و زندگی در برابر حیوانات وحشی نظیر پلنگ ،خرس، گرگ و... مقاومت نمود و پیروز شد مورد ستایش قرار میگرفت و شرح اقدامات او نقل مجالس، حال چه رسد به فردی مانند هوژبر سلطون که در تیر اندازی حتی با دو دست ماهر بود :

سوزن زوئه هوای میون

یا

اون هزار تامون ره هاکرده داغون

هوژبر گر چه جوان بود اما در نبرد با دشمن نسبت به دیگر همرزمانش دلیرتر ،جسورتر و در پیکار جنگاور تر بود .

 

4) مرگ ناجوانمردانه :

بطور کلی کشتن اسیر در فرهنگ اسلامی ، ایرانی و حتی فرهنگ مازندران ، اقدامی مذموم و ناپسند است زیرا فاقد توانایی دفاع از خود می باشد و اگر هم مرتکب اقدامی شده باشد مراجع صالحه و دادگاهها حق بررسی و اظهار نظر خواهند داشت 0کشتن اسیر با دست های بسته و از پشت سر ، اقدامی است که قباحت آن در اذهان مردم باقی خواهد ماند .

هژبر و برادرش که اسیر بودند قرار بود به دستور رضاخان به تهران منتقل شوند در یکی از روستاهای بهشهر کنونی در حالیکه دستان آنها بسته و در محاصره نظامیان بودند و عقلا و منطقا راه فرار هم نداشتند از پشت سر آماج گلوله قرار گرفتند و به قتل رسیدند :

وشون بوردنا سمت تهرون                         بین راه هاکردنا وره تیر بارون

 

5- تبحر در مسایل جنگی و دشمن شناسی :

هوژبر نسبت به سایر فرزندان امیر موید به فنون جنگ آنهم نبرد در مناطق کوهستانی و جنگلی آشناتر بود :

بئوته خدابخش نوم

هنوز به این زودتر دس نده تکوم

بل خوب جمع بون امیر اکرم قشون

او در شناخت نیات دشمن و حیله هایش نیز توانا بود و وقتی برادرش فریب نیرنگ امیر اکرم در پذیرش دعوت مهمانی او را خورد برادرش را از نقشه امیر اکرم اگاه ساخت .

هوجبر بئوته ای برار ته نادون                  

مگه ته سر عقل بیئه تموم

این هسه تدبیر امیر اکرم نوم

این هسه تدبیر وشون افسرون

خوانه دستگیر هکنه وه هوجبر سلطون

 گرچه به اصرار زیاد برادر، دعوت مهمانی را پذیرفت که نهایتاًمنجر به اسارت آنها شد و پیش بینی او درست از آب در اومد .

 

6- تمایل مردم به اسطوره سازی از زبان شعر :

تراژدی زندگی هوژبر قصه مناسبی بود برای سرایش و خوانش آنهم در هنگام کار یا شب نشینی ها و اجتماعات ؛ به همین جهت بوم سرایان آنرا دستمایه سرودن قرار دادند و منظومه هوژبر را ساختند .

از نگاهی دیگر شعر نقش مهمی در فرهنگ عمومی مازندران دارد چه بسا اندیشه هایی که با زبان شعر جاودانه گشته اند شعر در همه جا حضور داشته و دارد ، در هنگام کار کشاورزی و در جمع کارگران و برزیگران فرد یا افرادی بودند که ضمن کار شعر نیز می خواندند و بدین سان هم اندیشه ای منتقل می گشت و هم سختی های کار کشاورزی کمتر خود را نشان می داد ؛  " هنگام کار و تلاش محمد علی شرخون که پای لنگی هم داشت در کنار زمین می نشست و اشعاری را با طبع روانش از جمله درباره هوجبر سلطان برای ما قرائت می کرد ."

چوپان نیز گاه تنهایی برای دل خود نی بدست می گرفت و با ساز نی ، سوز نوایی سر می داد و مادر هم برای خواباندن کودک شعر کودکانه لالایی را در گوش کودک خود زمزمه می کرد .همه اینها نشان دهنده نقش عمیق شعر در پیکره فرهنگ مازندران است و به همین جهت بود که «شردوسن »(یعنی فرد، واقعه یا رویدادی  که مهم  بود و از جنبه های عاطفی ،احساسی ، حماسی و ... برخوردار بود و دستمایه سرایش بوم سرایان قرار می گرفت) امر رایجی بود و " شرخوانها " از مقبولیت و منزلت اجتماعی برخوردار بودند .

منظومه مذکور تقابل جوانی ، رشادت و جنگاوری و از یک سو حیله گری ، خیانت و جنایت از سوی دیگر است و بدین ترتیب بود که هوژبر سلطان در افکار مردم ماندگار شد .

رضاخان پادشاهی بیه تموم                                      هوجبر نوم بمونسه و امره خیابون

اقبال مردم از این منظومه که سراینده واقعی آن چندان هم مشخص نیست  سبب گشت تا خوانندگان بومی آنرا خوانده  و تاکنون چندین کاست به نام هوژبر خوانی به بازار موسیقی مازندران عرضه شده است :

1-     سال 1358 گروه موسیقی روجا

2-     سال 1375 گروه موسیقی امیر پازواری به خوانندگی آقای ابوالحسن خوشرو

3-     سال 1382گروه موسیقی شواش  به خوانندگی آقای محمد ابراهیم عالمی     

 

تالیف :   عیسی محمدی فیروزجایی (نجم)

کارشناس ارشد کتابداری  و اطلاع رسانی

ساری – بهار 1387

*************************************

منابع و مآخذ :

(1) آقاجانیان ، عسکری 0- هژبر سلطان در افسانه مازندران ، ص.  132

  (2) امیر پازواری 0- دیوان شعر ، تصحیح وترجمه محمد داوودی ، ص.  216

 (3) حسن پور ، رحمت ا000 0- ]ساری ،  دیوان اشعار چاپ نشده [

  (4) درگاهی ، زین العابدین 0- منظومه هژبر سلطان ، ص. 79

 (5) عمادی ، محسن 0- روایتی از حماسه های مازنی

 (6) قلی نژاد ، جمشید 0-  موسیقی بومی مازندران ، ص. 62

 (7) نصری اشرفی ، جهانگیر 0- فرهنگ واژگان تبری ، ج. 4 ، ص. 1977

 (8) یوسفی ،  فریده  0-  فرهنگ و آداب و رسوم سوادکوه  ، ص. 197

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 12:2  توسط ملامحمدي  |