چيستان2
|
چيستانهاي فكري |
| |||||
|
|
|
|
| |||
|
|
زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-1 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟ |
-2 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-3 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟ |
-4 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده. |
-5 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
عبارت زير را بخوانيد:H-M-B-A-A4-B-R |
-6 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟ |
-7 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
منظور از «كانت واز بود» چيست؟ |
-8 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-9 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-10 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-11 |
|
| ||
|
|
|
|
| |||
|
|
آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش. |
-12 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد! |
-13 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.» |
-14 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟ |
-15 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟ |
-16 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟ |
-17 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟ |
-18 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟ |
-19 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
از حضرت علي (ع) پرسيدند: |
-20 |
|
| ||
|
|
واجب و واجبتر چيست؟ |
|
|
| ||
|
|
نزديك و نزديكتر كدامند؟ |
|
|
| ||
|
|
عجيب و عجيب تر چيست؟ |
|
|
| ||
|
|
سخت و سخت تر چيست؟ |
|
|
| ||
|
|
اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟ |
|
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
كيوان به مهماني رفت. او مي دانست دعوت شدگانِ به مهماني بر دو گروهند: راستگو و دروغگو. اما هيچيك از آنان را نمي شناخت. از مردي پرسيد: دروغگو هستي يا راستگو؟ كيوان پاسخ آن مرد را گرفت. پس از دو نفر ديگر پرسيد كه آن مرد چه پاسخي داد. يكي از آنان گفت كه او دروغگوست و ديگري پاسخ داد كه او راستگوست. كيوان از پاسخ اين دو نفر فهميد كه كداميك از اين دو نفر راستگو و كداميك دروغگو هستند. او چگونه فهميد؟ |
-21 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
|
سه نفر سياهپوست و سه نفر سفيد پوست مي خواهند با قايقي كه بيش از دو نفر گنجايش ندارد از رودخانه اي بگذرند. سفيدپوستها رانندگي قايق را بلدند اما يكي از سياهپوستها رانندگي قايق را نمي داند. اگر تعداد سياهپوستها بيش از سفيدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمي توان دو نفر سياهپوست و يك سپيد پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپيد پوستها آدمخوار نيستند و اگر تعدادشان زيادتر از سياه پوستها باشد با آنها كاري نخواهد داشت. چگونه مي توان اين گروه شش نفري را از رودخانه عبود داد، بدون اينكه به هيچيك از آنان آسيبي رسد؟ |
-22 |
|
| ||
|
|
|
| ||||
|
جملات زير را درست بخوانيد: «زني زني زني زني خوشش آمد» ، «سربازي سربازي سربازي سربازي را كُشت» |
-23 |
|
| |||
|
|
|
| ||||
|
|
شخصي مدت هفت شب در مهمانخانه اي منزل مي كند و چون پول نقد براي پرداختِ كرايه مهمانخانه را ندارد، قرار مي گذارد از هفت حلقه بهم پيوسته طلا كه بهمراه دارد، هر شب يكي از آنها را به جاي كرايه به مهمانخانه دار بپردازد. اما مي خواهد بيش از يكبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-24 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
منظور از «خروس بيوه» چيست؟ |
-25 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
شخصي در حين خواندن نماز ميت، به هنگام سجده، ناگهان سرش به لبه تابوت مي خورد پيشانيش مي شكند و خون پيشاني او به كفن مرده غسل داده شده مي خورد و آنرا نجس مي كند. حالا اين سوال پيش مي آيد كه آيا بايد مرده را دوباره غسل داد يا بايد كفنش را عوض كرد يا چاره ديگري انديشيد؟ |
-26 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
خداوند متعال چه ميخورد، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟ |
-27 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟ |
-28 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟ |
-29 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
از شخصي خواستند خودش را معرفي كند، اين شخص شكسته نَفسي كرده، خودش را كوچكتر از آنچه بود معرفي كرد و گفت: من «ميرزا نيم من بوق بن پشم اندر پانزده» هستم! نام او چه بوده است؟ |
-30 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
آن چيست كه با اينكه سه تاست، يكي است و با اينكه يكي است سه تاست |
-31 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
آن چيست كه پر وخاليش يك وزن دارد؟ |
-32 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم، آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-33 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد ولي نمرد. چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
-34 |
| |||
|
|
| |||||
|
|
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟ |
-35 |
| |||
|
|
| |||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
11
|
|
|
|
مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي شود گردد |
|
|
|
|
12
|
|
|
| |
|
جواب چيستان |
|
|
اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش |
|
13
آنكه آمد و رفت «عُمر» است،آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است مهدي عج» و حضرت
14
|
جواب چيستان |
|
|
سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد!» |
|
15
|
جواب چيستان |
|
|
پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد |
|
16
|
آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود.حاليكه دو ساعت به مچ |
|
17
|
عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست |
|
18
|
حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين |
|
19- 1- حضرت خضر 2- حضرت الياس كه در زمين است 3- حضرت ادريس 4- حضرت عيسي كه در آسمان است
20
|
حضرت علي (ع) فرمود: - -1واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و سخت تر، دست نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن خالي به قبر رفتن است |
|
21-
|
كسي كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زيرا هيچكس نمي گويد: دروغگو هستم. در ضمن گوينده براي راستگو جلو دادن خود، سعي مي كرده ديگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه خودش راستگو بوده است گفته «او گفت كه راستگوست» |
|
22
|
نخست يك نفر سياهپوست (كه قايقراني بلد نيست) بهمراه يك سپيد پوست به آنسوي رودخانه مي روند. سياهپوست آنطرف رودخانه مي ماند و سفيدپوست قايق را بر مي گرداند. بار دوم يك سياه پوست و يك سفيد به آنسوي رودخانه مي روند سياه پوست پياده مي شود و سفيد پوست بر مي گردد. بار سوم باز هم يكنفر سپيدپوست بهمراه يك سياه پوست به آنسوي آب مي رود، سياه پياده مي شود و سفيد قايق را بر مي گرداند، بار سوم دو سفيد پوست قايق را به آنسوي رودخانه مي برند هر دو پياده مي شوند و يكي از سياهپوستها قايق را بر مي گرداند و براي چهارمين بار يك سياهپوست و يك سفيد پوست باقيمانده به آنسوي رودخانه مي روند و باين ترتيب به هيچيك از آنان آسيبي نمي رسد |
|
23 جملات مزبور اينگونه خوانده مي شوند: «زَني زِنِي زَني زني خوشش آمد» « سَربازي سَرِبازي سُربازي، سَربازي را كشت
24
|
نخست حلقه سوم را پاره مي كند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار مي دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را كه بهم پيوسته بود به او مي دهد و حلقه سوم را مي گيرد. شب سوم، حلقه سوم را كه ابتدا جدا كرده بود به مهمانخانه دار مي دهد كه جمعاً سه حلقه مي شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پيوسته را در اختيار صاحب مهمانخانه مي گذارد و دو حلقه بهم پيوسته و يك حلقه جدا( حلقه سوم ) را مي گيرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار مي دهد. شب ششم حلقه سومي را مي گيرد و حلقه هاي دوتايي را باو مي دهد و در شب هفتم، حلقه تكي را هم بوي تحويل مي دهد و بدين ترتيب، تنها با يكبار گسستن حلقه ها، كار را به نتيجه مي رساند |
|
|
« منظور از خروس بيوه همان خرس» است، زيرا خروس بي «و» يعني بدون واو خرس مي شود |
25 |
26-هيچكدام، زيرا نماز ميت اصلاً سجده ندارد تا چنين اتفاقي بيفتد
|
خداوند متعال غم بندگانش را مي خورد، عيب آنان را مي پوشد و قدرتش بي انتهاست |
27 |
|
جواب چيستان |
|
|
با توجه به اينكه معني شيخ «پير» و معني حديد «آهن» و معني جديد «نو» و معني اصم «كَر» است، پس معني جمله مزبور چنين مي شود: «پيراهن مال نوكر شما بود» |
28 |
|
مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد |
29 |
30
|
مي دانيم بزرگتر از «ميرزا» ، «آقا» و بزرگتر از «نيم مَن» ، « من» و بزرگتر از «بوق» ، «صور» و بزرگتر از «ابن» ، «پدر» و بلندتر از «پشم» ، «مو» و بزرگتر از «پانزده» ، «سي» است. پس با ان ترتيب. نام شخص مزبور اين بوده: «آقا من صور پدرموسي» يا به عبارتي «آقا پدر منصور موسي است |
|