به نام خدا
خطبه هجدهم:
1.نکوهش اهل رای (خود محوری در قضاوت):
دعوایی نسبت به یکی از احکام اجتماعی نزد عالمی می برند که با رای خود حکمی صادر می کند. پس همان دعوا را نزد دیگری می برند که او درست بر خلاف رای اولی حکم می دهد. سچس همه قضات نزد رئیس خود که آنان را به قضاوت منصوب کرده جمع می گردند. او رای همه را بر حق می شمارد!.* در صورتی که خدایشان یکی ، پیغمبرشان یکی و کتابشان یکی است .
آیا خدای سبحان آنها را به اختلاف امر فرمود که اطاعت کردند؟ یا آنها را از اختلاف پرهیز داد و معصیت خدا نمودند؟
2.مبانی وحدت اسلامی:
آیا خدای سبحان دین ناقصی فرستاد و در تکمیل آن از آنها استمداد کرده است؟ آیا آنها شرکاء خدایند که هرچه میخواهند در احکام دین بگویند و خدا رضایت دهد؟
آیا خدای سبحان دین کاملی فرستاد پس پیامبر (ص) در ابلاغ آن کوتاهی ورزید؟ در حالی که خدای سبحان می فرماید )): ما در قرآن چیزی را فرو گذار نکردیم. )) و فرمود :(( در قرآن بیان هر چیزی است. )) و یادآور شد که :(( بعض قرآن گواه بعض دیگر است و اختلافی در آن نیست. ))
پس خدای سبحان فرمود :(( اگر قرآن از طرف غیر خدا نازل می شد اختلاف های زیادی در آن می یافتند. ))
همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و نا پیدا است ، مطالب شگفت آور آن تمام نمی شود و اسرار نهفته آن پایان نمی پذرد و تاریکی ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.
*آنها که بعد از پیامبر (ص) از عترت فاصله گرفتند ، حلال را حرام و حرام را حلال می کردند و به خود اجازه می دادند که با قیاس و رای خود احکام دین را به دلخواه تغییر دهند. برای مثال تنها عمر در دوران حکومت ده ساله خود نودوچهار حلال را حرام اعلام کرد و نسبت به حج تمتع و متعه گفت :(( تا دیروز حلال بود ، من امروز ان را حرام می دارم. ))
پایان